اندیشه گاه

پیدایش کائنات

 

 قبل از صدای بزرگ یا (Big Bang) ماده اصلاً موجود نبود. از شرایط عدم موجودیت که در آن نه ماده و نه

 

 حتی وقت موجود بود و صرف آن میتواند بحیث یک امر مبهم و ماورای طبیعتی بحث گردد، ماده، قوه و وقت خلق شد. این حقیقت در این اواخر توسط فزیک کشف گردیده است که 14 قرن قبل در قرآنکریم از آن ذکر گردیده است.

 

ستلایت ناسا که در سال 1992 پرتاب گردید، اسناد و مدارک را بدست آورده است که از آثار و بقایای صدای بزرگ یا Big Bang حکایت میکند. این اکتشافات منحیث یک مدرک به وقوع واقعه صدای بزرگ دلالت مینماید که یک تعریف علمی پیدایش کائنات از هیچ را بیان میکند.

خاصیت توسعوی کائنات

14 قرن قبل دقیق زمانیکه علم نجوم هنوز بسیار ابتدائی بود، قرآنکریم خاصیت توسعوی کائنات را به شکل ذیل بیان نموده است:

[51:48] وَ السَّمَآءَ بَنَيْنٰهَا بِاَيْٮدٍ وَّاِنَّا لَمُوْسِعُوْنَ‏

ترجمه: و ما آسمانها را به قدرت خود ساختیم و ما آنرا انکشاف میدهیم.

کلمه سماء که در آیه فوق ذکر شده، در چندین آیات قرآنکریم به معنی فضا و کائنات ذکر گردیده است که در این آیه نیز همین مفهوم را افاده میکند. و یا بعباره دیگر، قرآنکریم این را آشکار ساخته است که کائنات خاصیت توسعوی داشته و انکشاف میابد. ساینس امروزی نیز  به همین نتیجه رسیده است. 

تا آغاز قرن بیستم، صرف یک نظریه مورد تائید ساینس دانان بود که میگفتند"کائنات یک خاصیت ثابت داشته و از مدت ها بدینسو پیدا شده است. تحقیقات، ملاحظات و محاسباتیکه توسط وسایل پیشرفته و تکنالوژی مودرن صورت پذیرفته، اعلان نموده اند که کائنات دارای یک آغاز بوده و خاصیت توسعوی دارد.

 در آغاز قرن بیستم میلادی، الیکساندر فریدمان، یک فزیک دان روسی و جورج لیمیتر، کیهان شناس بلژیکی در یک تحقیق محاسباتی خویش میگویند که کائنات یک حرکت ثابت داشته و در دارای خاصیت انکشافی میباشد.

این واقعیت در سال 1992 نیز ذریعه اسنادیکه به اثر مشاهدات عملی بدست آم، ثابت گردید. ستاره شناس امریکائی بنام ایدوین هبل در حالت مشاهده آسمان با یک تیلسکوب، کشف کرد که ستاره ها و کهکشان ها در حال حرکتی هستند که از همدیگر دور میشوند. کائناتیکه هر جزء آن بطور ثابت از یکدیگر جدا شدنی باشد، این مفهوم را میرساند که این کائنات یک خاصیت توسعوی ثابت دارد. تحقیقات

سالهای بعد نیز نشان دادند که کائنات در حال یک گسترش ثابت است. این حقیقت در قرآنکریم زمانی بیان گردید که هیچکس از این واقعیت واقف نبود. چون قرآنکریم کلام خداوند خالق و حاکم کائنات است.

 

 

 جدائی زمین و آسمان

قرآنکریم در مورد پیدایش زمین و آسمان چنین بیان را اراد میکند:

 

[21:31] اَوَلَمْ يَرَ الَّذِيْنَ كَفَرُوْۤا اَنَّ السَّمٰوٰتِ وَالْاَرْضَ كَانَتَا رَتْقًا فَفَتَقْنٰهُمَا‌ؕ وَجَعَلْنَا مِنَ الْمَآءِ كُلَّ شَىْءٍ حَىٍّ‌ؕ اَفَلَا يُؤْمِنُوْنَ‏

ترجمه: آیا کافران نمی بینند که زمین و آسمان باهم چسپیده بودند (به شکل یک جسم واحد) قبل از اینکه ما آنهارا از هم جدا سازیم و ما هرچیز را توسط  آب حیات بخشیدیم. آیا باز هم نمی پذیرند؟

 در فرهنگ لغت لسان عربی کلمه رتق به معنی دوخته شده آمده است یعنی مخلوط شده و یکجا شده. این کلمه جهت یکجا ساختن دو عنصریکه یک جسم را میسازد استعمال میگردد. جمله "ما کندیم" فعل فتقا عربی است که پیدایش یک شیئ را در اثر پاره کردن یا جدا نمودن رتق نشان میدهد. جوانه زدن یک دانه از زمین یکی از عملکردهای است که این فعل را میتوان در آنجا استعمال کرد.

 بیائید یکبار دیگر به آیه قرآنکریم با مفکوره فوق مرور نمائیم. در این آیه، آسمان و زمین اولین هدف حالت رتق است. اینها از هم جدا شده اند (فتق) گردیده اند. اگر ما لحظات اولیه صدای بزرگ یا Big Bang را بخاطر بیاوریم، می بینیم که یک نقطه واحد تمام مواد کائنات را در برداشت. و یا بعباره دیگر تمام اشیاء به شمول زمین و آسمان که هنوز خلق نشده بودند، درهمین نقطه واحد به شکل رتق یا با هم وصل شده شامل بودند. این نقطه شدیداً منفجر گردید که مواد این انفجار از هم جدا گردید و در نتیجه ساختمان این کائنات را ایجاد نمود.

 حالا که ما اصطلاحات قرآنی را با یافته های ساینسی مقایسه مینمائیم، این هردو در موافقه کامل قرار دارند. جالب این است که این یافته ها الی قرن بیستم کشف نگردیده بود.    

 مدار

اگر به آفتاب و مهتاب رجوع نمائیم، قرآنکریم میفرماید که آنها به سوی یک مسیر مشخص در حرکت هستند.

[21:34] وَهُوَ الَّذِىْ خَلَقَ الَّيْلَ وَالنَّهَارَ وَالشَّمْسَ وَالْقَمَرَ‌ؕ كُلٌّ فِىْ فَلَكٍ يَّسْبَحُوْنَ‏

ترجمه: او شب و روز و آفتاب و مهتاب را آفرید که همه در مسیری که تعیین شده حرکت میکنند.

در یک آیه دیگر نیز اشاره شده است که "آفتاب ساکن نه بلکه در مداری میگردد".

[36:39] وَالشَّمْسُ تَجْرِىْ لِمُسْتَقَرٍّ لَّهَا ‌ؕ ذٰلِكَ تَقْدِيْرُ الْعَزِيْزِ الْعَلِيْمِؕ‏

ترجمه: و آفتاب به سوی مقر خود در حرکت است این محاسبه و تعین مسیر از خداوند توانا و داناست.

 این حقایق که در قرآنکریم ذکر گردیده است توسط منجمان عصر ما کشف گردیده است. طبق محاسبات منجمان، آفتاب حرکت میکند در یک سرعتی به حد 720000 کیلومتر در ساعت به سوی ستاره ویگا در یک مدار مشخص که بنام نوک آفتاب یاد میگردد حرکت مینماید. این به این مفهوم است که آفتاب در مجموع تقریباً 17280000 کیلومتر مساحت را در یک روز طی میکند. همراه با آفتاب و همه سیاره ها و ستلایت و سیستم ثقل آفتاب یک مسافه را طی میکنند. همجنان سایر سیاره ها موجود در کائنات در یک حرکت پیش بینی شده در حرکت اند.

 تمام کائنات دارای راه ها و مسیر ها و مدار ها است، قسمیکه این مسئله در قرآنکریم چنین اشاره شده است:

[51:8] وَالسَّمَآءِ ذَاتِ الْحُـبُكِۙ‏

ترجمه: و سوگند به آسمانیکه دارای راه ها است.

تقریباً به تعداد 200 بلیون کهکشان در کائنات موجود است که هرکدام دارای 200 بلیون ستاره است. اکثریت این ستاره دارای سیاره بوده و اکثریت آن سیاره ها ستلایت دارند. تمام این اجسام خدائی در یک مدار دقیق و محاسبه شده در حرکت اند. ملیونها سال میشود که هرکدام از این سیاره ها در مدار متوازن و سازگار با سایر سیاره ها میچرخند. بیشتر از آن ستاره های دنباله دار نیز در مسیر های که برایشان تعین گردیده است، در حرکت اند.

 مدارهای کائنات صرف مربوط به اجسام سماوی نمیباشند. کهکشان ها نیز در یک سرعت زیاد در یک مسیر معین و مشخص در حرکت اند. در جریان این حرکات هیچکدام این اجسام راه یکدیگر را قطع نمیکنند و نه بایکدیگر تصادم مینمایند.

 مسلماً در زمان نزول قرآنکریم بشر با تکنولوژی امروزی مجهز نبود و نه دستگاه های دوربین امروز را در دسترس داشتند که ملیونها کیلومتر مسافه را به بینند و نه هم علم فزیک و ستاره شناسی به این حد پیشرفت کرده بود. بناءً مشکل بود که درک کرد که فضا دارای راه یا مدار ها است قسمیکه در آیه قرآنکریم گفته شده است. بهرحال این حقیقت توسط قرآنکریم در آن زمان برای ما گفته شده است، زیرا قرآن پاک کلام خداوند است.

گردی زمین

[39:6] خَلَقَ السَّمٰوٰتِ وَالْاَرْضَ بِالْحَقِّ‌ ۚ يُكَوِّرُ الَّيْلَ عَلَى النَّهَارِ وَيُكَوِّرُ النَّهَارَ عَلَى الَّيْلِ وَسَخَّرَ الشَّمْسَ وَالْقَمَرَ‌ؕ كُلٌّ يَّجْرِىْ لِاَجَلٍ مُّسَمًّى‌ؕ اَلَا هُوَ الْعَزِيْزُ الْغَفَّارُ‏

ترجمه: خداوند زمین و آسمان را بحق آفریده است. شب برروز و بروز برشب می پیچد و آفتاب و مهتاب فرمانبردار دستورات خود گردانیده است. هرکدام آنها تا مدت معین و مشخص که خداوند میداند در حرکت خواهند بود باخبر خداوند مقتدر و بخشنده است.

کلماتیکه در قرآنکریم کائنات را تشریح میکنند کاملاً قابل ملاحظه هستند. کلمه عربی که به معنی پیچاندن ترجمه شده است در آیه فوق کلمه تکویر است که در لسان انگلیسی پیچاندن یک شی بالای شیئ دیگر است، پیچاندن یک تکه بالای تکه دیگر است. بطور مثال در فرهنگ لغت عربی این کلمه مفهوم پیچاندن یک شیئ در اطراف شیئ دیگراست، قسمیکه یک دستار پیچانده میشود.

 معلومات ارائه شده در بالا در مورد پیچاندن شب توسط روز و برعکس برآن کاملاً همانند مثال جهان است. و این صرف وقتی میتواند که درست باشد که زمین مدور یا گرد باشد. این بدین مفهوم که قرآنکریم که در قرن هفتم نازل گردیده بود، مدور بودن زمین را ذکر کرده است.

 این را باید بخاطر داشت که درک علم ستاره شناسی آن وقت، جهان امروزی را متفاوت جلوه داده است. بعداً فهمیده شد که جهان یک سطح هموار بوده و تمام محاسبات و تحقیقات برهمین مفکوره صورت می پذیرفت. آیات قرآنی شامل معلوماتی است که ما صرف در قرن های بعد به آن پی بردیم. از اینکه قرآنکریم کلام خداوند است، کلمات درست در تعریف و معرفی کائنات استفاده گردیده است.

 سقف محفوظ

خداوند "ج" توسط قرآنکریم توجه ما را به یک خصوصیت مهم آسمان جلب نموده و میفرماید: 

[21:33] وَجَعَلْنَا السَّمَآءَ سَقْفًا مَّحْفُوْظًا ۖۚ وَّهُمْ عَنْ اٰيٰتِهَا مُعْرِضُوْنَ‏

ترجمه: و ما آسمان را بحیث یک سقف مستحکم ساختیم و آنها از نشانه های آن روی گردانیده اند.

این خصوصیت آسمان توسط تحقیقات ساینسی در قرن بیستم کشف گردیده است.

لایه اتموسفیر که زمین را احاطه کرده است، یک وظیفه بسیار مهم زندگی را عهده دار بوده و به پیش میبرد. زمانیکه شهاب های خورد و بزرگ سقوط میکنند و فرومیریزند، این اتموسفیر آنها از رسیدن به زمین که به زنده جانها ضرر میرساند جلوگیری مینماید.

 برعلاوه، لایه اتموسفیر اشعه برقی را که از فضا می آید و به زنده جانها مضر است، تصفیه مینماید. جالبتر اینکه همین لایه اتموسفیر اشعه مفیده را، روشنی مرئی که در نزدیکی شعاع بنفش قرار دارد راه میدهد و همچنان امواج رادیوئی را که از این محل عبور نمایند. تمام این تشعشعات برای ادامه زندگی یک امر ضروری است. در نزدیکی اشعه بنفش، که توسط اتموسفیر اجازه عبور برایش داده شده است برای گیاهان و سایر زنده جانها از اهمیت خاصی برخوردار است. اکثریت شدت شعاع ماورابنفش که از آفتاب منتشر شده است توسط لایه ازون مربوط به اتموسفیر تصفیه گردیده و صرف یک مقدار اشعه فراءبنفش و بخش اساسی آن به زمین میرسد.

 فعالیت حفاظتی طبقه اتموسفیر در همینجا خلاصه نمیگردد. این طبقه زمین را همچنان از یخ زدگی درجه سرمای فضا نیز حفاظت مینماید که منفی 270 سانتی گراد است.

 صرف طبقه اتموسفیر وظیفه حفاظت زمین را از اشیای مضره ندارد. برعلاوه این طبقه، کمربند ون الن که ذریعه میدان مقناطیسی زمین بوجود میآید، همچنان بحیث یک حفاظ در مقابل تشعشعات مضره ایفای وظیفه مینماید که این تشعشعات سیاره ما را تهدید میکند. این تشعشعات که دوامدار از آفتاب و سایر ستاره ها منتشر میشود یک موجود خطرناک و مهلک برای سایر جانداران بشمول انسان است. اگر کمربند ون الن وجود نداشت، فوران بزرگ انرژی که بنام شعله خورشیدی یاد میگردد و بطور مداوم در آفتاب بوجود میآید، تمام زندگی را در روی زمین تخریب مینمود.

 داکتر هوف راس در مورد اهمیت کمربند ون الن چنین میگوید:

در حقیقت، زمین بزرگترین حجم را نسبت به سایر سیاره های منظومه شمسی داراست. این ماده آهن نکلی مسئول میدان مقناطیسی بزرگ ما است. این میدان مقناطیسی حفاظ تشعشعات کمربند ون الن را بوجود میآورد که زمین را از بمباردمان این تشعشعات حفاظت مینماید. این این حفاظ وجود نداشت، زندگی در روی زمین ناممکن بود. سیاره صخره ای دیگری بدون زمین ما، عطارد است که دارای میدان مقناطیسی است که قوت این میدان 100 مرتبه ضعیفتر نسبت به میدان مقناطیسی زمین است. حتی سیاره زهره میدان مقناطیسی ندارد. حفاظ کمربند ون الن صرف جهت مصئون نگهداشتن زمین از تشعشعات مضره ابداع شده است.

 انرژی که در این فوران ها انتقال شده است، در سالهای اخیر کشف گردیده اند که نشان میدهد که برابر به 100 بلیون بمب های اتمی که در هیروشیما استفاده گردیده است، میباشد. بعد از 58 ساعت از انفجار، مشاهده گردید که عقربه مقناطیسی یک دایره قطب نما یک حرکت غیر عادی را اجرا میکند و درجه هوا در 250 کیلومتری فضا از زمین به 2500 درجه سانتی گراد رسیده بود.

 خلاصه اینکه، یک سیستم کامل در بالای زمین جریان دارد. این سیستم جهان مارا در حصار گرفته و آنرا از تهدیدات بیرونی حفاظت میکند. ساینسدانان صرف در این اواخر حقایق هوا را کشف کرده اند که قرنها قبل خداوند بزرگ در قرآنکریم ما را از آن با خبر ساخته است و از آن به صفت یک پوش محافظتی نام برده است.

 

انرژی که از فوران آفتاب منتشر میگردد دارای قوت فراوان است که بشر نمیتواند آنرا محاسبه نماید. یک انفجار مساوی است با 100 بلیون بمهای اتمی که در هیراشیما استفاده شده است. طبقه اتموسفیر و کمربند ون الن، جهان از اثرات مخرب این انرژی حفاظت میکند. 

اگر ما از زمین به سمت بالا خارج از طبقه اتموسفیر سفر نمائیم، به یک انجماد سردی روبرو میشویم. طبقه اتموسفیر جهان را از سردی یخ بندان که تقریباً 270 درجه است حفاظت مینماید.

کره مقناطیسی که ذریعه میدان مقناطیسی زمین ایجاد میگردد، زمین را از اجساد سماوی، شعاع های مضره و ذررات سماوی حفاظت میکند. در تصویر فوق طبقه کره مقناطیسی که بنام کمربند ون الن نیز یاد میگردد نشان داده شده است. این کمربند از فاصله هزارها کیلومتر بالای زمین، زنده جانهای این کره را از انرژی های مهلک که از فضا به سمت زمین منتشر میگردند، حفاظت میکند.  

 

طبقات اتموسفیر زمین

اتموسفیر

زمین

زمین دارای خصوصیاتی است که برای زندگی به آن نیاز است که یکی از آنها اتموسفیر است که زنده جانها محافظت مینماید. امروز این حقیقت ثابت شده است که طبقه اتموسفیر از چندین لایه ساخته شده است که یکی بالای دیگری قرار دارند. قسمیکه در قرآنکریم بیان شده است، که اتموسفیر دقیقاً از هفت طبقه ساخته شده است. این هم یکی از معجزات قرآنکریم است.  

یکی از حقایقیکه در قرآنکریم در  مورد کائنات برای بشر بیان گردیده است این است که آسمان از هفت طبقه ساخته شده است.

[2:30] هُوَ الَّذِىْ خَلَقَ لَـكُمْ مَّا فِىْ الْاَرْضِ جَمِيْعًا ثُمَّ اسْتَوٰۤى اِلَى السَّمَآءِ فَسَوّٰٮهُنَّ سَبْعَ سَمٰوٰتٍ‌ؕ وَهُوَ بِكُلِّ شَىْءٍ عَلِيْمٌ

ترجمه: خداوند ذاتی است که همه اشیای روی زمین را برای شما آفرید و بعداً توجه به سوی آسمانها نموده و آنرا هفت طبقه آفرید. او برهمه چیز داناست.

[41:13] فَقَضٰٮهُنَّ سَبْعَ سَمٰوَاتٍ فِىْ يَوْمَيْنِ وَاَوْحٰى فِىْ كُلِّ سَمَآءٍ اَمْرَهَا‌ؕ

ترجمه: پس حکم نمود بر آفرینش آسمان و در دو روز هفت آسمان را آفرید و به هر طبقه آسمان هدایت لازمه اش را صادر کرد.

 کلمه آسمان که در چندین آیات قرآنکریم تذکر یافته است مفهوم آسمانی که بالای زمین قرار دارد را میدهد و همچنان مفهوم تمام کائنات را میدهد. با ارائه این مفهوم، این را میرساند که آسمان زمین و یا اتموسفیر، دارای هفت طبقه است.

 در حقیقت، امروز این به اثبات رسیده است که اتموسفیر زمین از طبقه ساخته شده است که یکی بالای دیگری قرار دارند. این طبقات شامل هفت طبقه میباشند همچنان که در قرآنکریم ذکر گردیده است. به قول یک تحقیق ساینسی این موضوع به شکل ذیل بیان گردیده است:

 ساینسدانان به این نتیجه رسیده اند که اتموسفیر دارای چندین طبقه است. هر طبقه نظر به فشار و گازات خاص خود از یکدیگر متفاوت است. نزدیکترین طبقه اتموسفیر به زمین به نام تراپاسفیر (Troposphere) یاد میگردد. این طبقه در مجموع 90% اتموسفیر را شامل میباشد. طبقه بالاتر از تراپاسفیر بنام ستراتاسفیر (Stratosphere) یاد میگردد. لایه ازون (Azone) یک بخشی از طبقه ستراتاسفیر است که شعاع ماوراء بنفش را جذب مینماید. بالای طبقه ستراتاسفیر، طبقه بنام میساسفیر (Mesosphere) وجود دارد. ترماسفیر (Thermosphere) بالای میساسفیر وجود دارد. طبقه آیونسفیر (Ionosphere) که در آن گازات به شکل یون تبدیل میگردد نیز وجود دارد.  بخش بیرونی اتموسفیر زمین تقریباً از 480 کیلومتر الی 960 کیلومتر امتداد دارد که این بخش را بنام ایکساسفیر (Exosphere) یاد میکنند.

 اگر ما تعداد  طبقات زمین را که در این منبع ذکر شده است بشماریم، میبینیم که اتموسفیر دارا هفت طبقه ذیل است که در آیه قرآن ذکر شده است:

1-      تراپاسفیر Troposphere

2-      ستراتاسفیر Stratosphere

3-      ازونوسفیر Ozonosphere

4-      میساسفیر Mesosphere

5-      ترماسفیر Thermosphere

6-      آیونوسفیر Ionosphere

7-      ایکساسفیر Exosphere

 یک چیز مهم دیگری که در این ذکر شده است مامور نمودن هرطبقه اتموسفیر به یک امر مشخص خودش است که  در آیه 12 سوره فصلت تذکر یافته است. بعباره دیگر خداوند بزرگ هرطبقه زمین را به امری مامور ساخته است. واقعاً قسمیکه در دیگر سوره ها دیده شده است، هر یک از این طبقات زمین به یک وظیفه گماشته شده  اند که به تمام زنده جانها قابل اهمیت است. هر طبقه وظیفه مشخص خودرا دارد از تنظیم باران ها تا جلوگیری از انتشار شعاع های مضره برروی زمین. از انعکاس امواج رادیوئی تا دفع نمودن اثرات مضره تیرهای شهاب.

 یکی از این وظایف بطور مثال، در یکی از تحقیقات ساینسدانان به شکل ذیل ذکر گردیده است:

اتموسفیر زمین دارای هفت طبقه است. پائین ترین طبقه آن بنام تراپاسفیر یاد میگردد. باران، برف و باد در این طبقه تنظیم میگردد.

 این هم یک معجزه بزرگ است که این حقایق بدون داشتن تکنالوژی قوی و مجهز نمیتواند کشف گردد که 14 قرن قبل آنرا قرآنکریم برای ما بیان داشته است.

14 قرن قبل، زمانیکه همه باور داشتند که آسمان یک جسم واحد است، قرآنکریم بطور معجزه آسا بیان داشته است که آسمان از چندین طبقه ساخته شده است و بیشتر اینکه گفته شده اکه دارای هفت طبقه است. از جانبی هم ساینس معاصر کشف نموده که اتموسفیریکه زمین را احاطه کرده است دارای هفت طبقه میباشد.

 ماموریت کوه ها

قرآنکریم توجه مارا به فعالیت مهم جیولوژیکی کوه ها معطوف میدارد.

[21:32] وَجَعَلْنَا فِىْ الْاَرْضِ رَاوسِىَ اَنْ تَمِيْدَ بِهِمْ

ترجمه: و ما در زمین کوه ها را آفریده ایم تا زمین انسان را باحرکات اش مضطرب نسازد.

قسمیکه ما میدانیم، در آیه گفته شده است که کوه ها وظیفه دارند تا تکان های زمین را جلوگیری نماید.

این حقیقت را در زمان تبیین قرآنکریم هیچکس نمیدانست. این حقیقت را تحقیقات اخیریکه ذریعه وسایل پیشرفته انجام یافت کشف نمود.

طبق این تحقیقات، کوه ها در اثر تصادم و حرکات لایه های زمین که سطح زمین را تشکیل میدهد، به وجود آمده اند. زمانیکه دو لایه باهم تصادم مینماید، لایه قویتر زیر لایه ضعیف قرار میگیرد، و لایه بالائی خم شده و یکنوع بلندی و کوه را بوجود میآورد. طبقه پائینی به سمت پائین امتداد پیدانموده و در آنجا قرار میگیرد. این به این مفهوم است که کوه ها به همان اندازه که در روی زمین بلندی دارند، در زیر زمین نیز امتداد دارند.

 دریک تحقیق ساینسی ساختار کوه ها به شکل ذیل بیان گردیده است:

در مناطقیکه اقلیم غلیظ باشد، قسمت بالائی زمین به سمت وسط آن حرکت میکند.

 در یک آیه قرآنکریم این نقش کوه ها با میخ مقایسه میگردد.

[78:7] اَلَمْ نَجْعَلِ الْاَرْضَ مِهٰدًاۙ‏ [78:8] وَّالْجِبَالَ اَوْتَادًا

ترجمه: آیا ما نگردانیدیم زمین را بحیث بستر و کوه ها را میخ برای زمین

 کوه ها، لایه های زمین را باهم یکجا محکم گرفته و به سمت پائین و بالا آنرا امتداد میدهد. به این شکل قسمت بالائی زمین را تشکیل میدهد و از لغزیدن آن جلوگیری مینماید. خلاصه اینکه ما میتوانیم کوه ها را به میخ ها تشبیه کنیم که میخ ها پارچه های چوب را با هم محکم میگیرد.

 این وظیفه تشکیل دهی کوه ها، در ادبیات ساینسی معنی ایست یا مکث را میدهد که کلمه مکث مفهوم ذیل را ارائه میدهد:

مکث: موازنه عمومی در سطح زمین که ذریعه ریزش و تکان اشیای زیرین روی زمین زیر فشار سنگین بوجود میآید.

 این نقش حیاتی کوه ها، که ذریعه جیولوژی مودرن کشف گردید، قرن ها قبل در قرآنکریم منحیث یک نمونه از قدرت های خداوند ذکر گردیده است.

 [21:32] وَجَعَلْنَا فِىْ الْاَرْضِ رَاوسِىَ اَنْ تَمِيْدَ بِهِمْ

ترجمه: و ما در زمین کوه ها را آفریده ایم تا زمین انسان را باحرکات اش مضطرب نسازد.

 

بادهای بارور


تصویر فوق نشاندهنده مراحل تشکیل موج است امواج ذریعه بادهای که در روی آب میوزند تشکیل میگردد. همراه با بادها آبها آغاز به حرکت حلقوی به سمت بالا مینمایند. این حرکات آناً یکی پی دیگری موج می آفرینند و پوقانه های که توسط امواج ایجاد میگردد در هوا منتشر میشوند. این اولین مرحله تشکیل باران است. این پروسه در قرآنکریم نیز ذکر شده است. "ما بادهای بارور را فرستادیم، و از آن آب آفریدیم تا از آسمان به زمین بفرستیم".  

در یک آیه قرآنکریم خاصیت باروری و تشکل باران از آن را ذکر نموده است.

[15:23] ‌وَاَرْسَلْنَا الرِّيٰحَ لَوَاقِحَ فَاَنْزَلْنَا مِنَ السَّمَآءِ مَآءً فَاَسْقَيْنٰكُمُوْهُ‌ۚ وَمَاۤ اَنْتُمْ لَهٗ بِخٰزِنِيْنَ

ترجمه: و ما بادهای بارور را فرستادیم و بعداً از آن آب آفریدیم تا آنرا از آسمان بزمین فرود آریم به فراوانی.

 در این آیه اشاره شده است که اولین مرحله باران باد است. الی آغاز قرن بیستم یگانه ارتباط فی مابین باران و باد انتقال ابر توسط باد بود. بهرحال تحقیقات دستگاه های هوا سنج باروری بادهارا در ایجاد باران بیان نموده است.

 باروری بادها در ایجاد باران به شکل ذیل صورت میگیرد:

در سطح اقیانوس ها و بحرها پوقانه های بیشماری از اثر کف های آب شکل میگیرند. لحظه ایکه این پوقانه ها منفجر میشوند، هزاران ذررات که دارای قطر صدم حصه از یک ملی متر در هوا منتشر میگردد. این ذررات کوچک بنام مخلوط گازات و هوا یاد میشوند که با خاک یکجا شده و از زمین به سمت اتموسفیر حرکت میکنند. این ذررات توسط بادها به بلندی انتقال داده شده که با بخار آب در بالا تماس می کند. بخاراب با این ذررات فشار داده شده و به قطره های آب تبدیل میشوند. این قطره ها باهم یکجا شده و ابر را تشکیل میدهند و بعداً به شکل باران به زمین فرود میآیند.

قسمیکه دیده شده، بادها بخاراب را بارور ساخته که همراه با ذرراتیکه از روی بحرها به بالا برده شده در هوا شنا میکنند و باالآخره در ایجاد ابر پر باران کمک مینماید.

اگر بادها این خصوصیات را نیمداشت، قطرات آب درهوا هیچگاه تشکیل نمیگردید و بارانی هم نخواهد میبود.

 نکته مهم این است که این نقش حساس باد در تشکل باران قرن ها قبل در قرآنکریم ذکر گردیده است، این در حالی است که مردم بسیار کم در مورد پدیده فطری میدانستند.

 بحرها باهم یکجا نمیشوند

یکی از خصوصیات ابحار که در این اواخر کشف گردیده است، درقرآنکریم به شرح ذیل بیان گردیده است:

[55:20] مَرَجَ الْبَحْرَيْنِ يَلْتَقِيٰنِۙ‏  [55:21] بَيْنَهُمَا بَرْزَخٌ لَّا يَبْغِيٰنِ‌ۚ‏

ترجمه: دو دریای مختلف شور و شیرین و گرم و سرد را در کنار هم روان کرده است و در پهلوی هم قرار داده است اما در میان آنها یک مانعی یا حاجزی را آفریده که نمی گذارد باهم بیامیزد و بالای یکدیگر سرکشی کند.

این خصوصیت دریاها که باهم یکجا هستند و درپهلوی هم قرار دارند و با یکدیگر خلط نمیشوند، توسط تصویر برداران اقیانوس در این اواخر کشف گردیده است. نسبت قوه فزیکی که بنام فشارسطح یاد میگردد، آبهای مجاور باهم خلط نمیخورند. نسبت تفاوت غلطت آبهای ابحار، فشار سطح مانع آمیزش آنها میگردد بشکل یک دیوار نازک.

بحر مدیترانه و اقیانوس اطلس دارای امواج طویل، جریانات و کشش قوی میباشند. آب بحر مدیترانه از سمت جبل الطارق به اقیانوس اطلس میریزد. اما درجه حرارت، غلظت و مزه آن تغیر نمیکند، چون ذریعه یک مانعی از هم جدا هستند.

نکته جالب این است که زمانیکه مردم هیچ آگاهی و علمی در مورد فزیک، فشار سطح آب و تصویر برداری اقیانوس نداشتند، این موضوع در قرآنکریم ذکر شده است.  

تاریکی بحر و امواج داخلی آن

[24:41] اَوْ كَظُلُمٰتٍ فِىْ بَحْرٍ لُّـجّـِىٍّ يَّغْشٰٮهُ مَوْجٌ مِّنْ فَوْقِهٖ مَوْجٌ مِّنْ فَوْقِهٖ سَحَابٌ‌ؕ ظُلُمٰتٌۢ بَعْضُهَا فَوْقَ بَعْضٍؕ اِذَاۤ اَخْرَجَ يَدَهٗ لَمْ يَكَدْ يَرٰٮهَا‌ؕ وَمَنْ لَّمْ يَجْعَلِ اللّٰهُ لَهٗ نُوْرًا فَمَا لَهٗ مِنْ نُّوْرٍ

ترجمه: و یا اینکه مانند تاریکی بحر است که توسط موجی که بالای آن موجی دیگری و بالی آن ابر و طبقات تاریکی است پیجانیده شده است. اگر آنها دست خودرا بیرون بکشند نیز نمیدانند که کجا است و به دشواری میبینند.

 


 اندازه گیری های اخیر میرساند که در بین 3 و 30% شعاع آفتاب به سطح بحر منعکس میگردد. بعداً تمام هفت رنگ روشنی یکی پی دیگری در 200 متری اول جذب میشوند البته بدون روشنی آبی که در سمت راست نشان داده شده است. در زیر آن یعنی در 1000 متری هیچ روشنی وجود ندارد. این مسئله علمی 14 قرن قبل در قرآنکریم در سوره نور آیه 40 تذکر داده شده  است. 

تاریکی بحر در کتاب بنام اقیانوس چنین تشریح گردیده است:

تاریکی در در ابحار و اقیانوس های عمیق تقریباً در عمق 200 متر و پائینتر از آن را گفته شده است. در این عمق هیچ روشنی وجود ندارد. درپائینتر از عمق 1000 متری روشنی ابداً وجود ندارد.

 امروز، ما در مورد ساختار ابحار، ویژگی اشیائیکه در آب زندگی میکنند، شوری و همچنان مقدار آب آنرا میدانیم، سطح و عمق بحر را نیز میدانیم. نیروهای زیر دریائی و تجهیزات مخصوص که با تکنالوژی معاصر انکشاف یافته است، سایسندانان را قادر ساخته است تا این معلومات را بدست آورند.

 بشر نمیتواند که اضافه تر از 40 متر پائینتر خیز بزند. البته بدون تجهیزات. بشر نمیتواند که در عمق دریا که بخش تاریک آن است بدون تجهیزات زنده بماند، مانند عمق 200 متری. بناءً ساینسدانان صرف توانستند که هیمن اندازه معلومات را بدست آورند. بهرحال جمله "تاریکی در یک دریای عمیق" در سوره نور در قرآنکریم 14 قرن قبل ذکر شده است. این واضحاً یکی از اعجاز قرآن است که چنین معلومات در حالی ارائه میگردد که بشر توان خیز زدن در عمق اقیانوس را نداشت.

 برعلاوه، جمله که در آیه 40 سوره نور بیان شده "مانند تاریکی بحر عمیق که توسط امواجیکه بالای آن امواج و ابرها قرار دارد" توجه ما را به یک معجزه دیگری از قرآنکریم جلب میکند.

 ساینسدانان در این اواخر کشف کردند که امواج درونی نیز وجود دارند، که در سطوح مشترک طبقات با تراکم مختلف بوقوع می پیوندد. این امواج داخلی آبهای عمق ابحار و اقیانوس ها را میپوشانند، زیرا آب قعر دریا دارای غلظت زیاد نسبت با آبیکه در فوق آن قرار دارد میباشند. امواج داخلی بحیث امواج سطح فعالیت میکنند. آنها میتوانند مانند موج سطح بحر بشکنانند. چشم انسان نمیتواند که امواج داخلی مشاهده نماید، اما این امواج میتواند ذریعه مطالعات درجه حرارت یا تغیر شوری آب یک محل شناسائی گردد.

 جملات قرآنی با تشریح فوق مطابقت کامل دارد. یک شخص میتواند که امواج سطح بحر را بدون تحقیق مشاهده کند. اما نمیتواند که امواج داخلی را به بیند. قرآنکریم در سوره نور توجه مارا به یک نوع موج دیگری در عمق بحر جلب مینماید. واقعاً این حقیقت را که ساینسدانان در این اواخر آنرا کشف کرده اند، میرساند که قرآن کلام خداوند است.

 شباهت مقدار باران

"این باران به همان اندازه به زمین ارسال میگردد". معلوماتی است که قرآنکریم در سوره زخرف چنین بیان داشته است:

[43:12] وَالَّذِىْ نَزَّلَ مِنَ السَّمَآءِ مَآءًۢ بِقَدَرٍ‌ۚ فَاَنْشَرْنَا بِهٖ بَلْدَةً مَّيْتًا‌ ۚ كَذٰلِكَ تُخْرَجُوْنَ‏

ترجمه: و او ذاتی است که آبرا از آسمان به اندازه لازم باراند و با آن زمین مرده را زندگی بخشیدیم. همینگونه شما نیز زنده گردانیده میشوید.

این اندازه مقدار باران در این اواخر ذریعه تحقیقات معاصر کشف گردیده است. در یک ثانیه تقریباً 16 ملیون تن آب به بخار تبدیل میگردد. این رقم به 513 تریلیون تن در یکسال میرسد. این همان رقمی است که در یکسال باران از آسمان به زمین فرود میآید. این بدین مفهوم است که آب بطور مداوم به یک اندازه در یک جریان حلقوی دوران مینماید. زندگی در روی زمین نیز به این دوران حلقوی آب وابسته است. حتی اگر مردم تکنالوژی معاصر خودرا استعمال نمایند، نمیتوانند که این دوران آب را به شکل مصنوعی تولید کنند.

همه ساله، مقدار آبیکه به بخار تبدیل میشود و در شکل باران دوباره به زمین فرود میآید یک امر ثابت است. که همانا 513 تریلیون تن است. این مقدار ثابت، در قرآنکریم با اصطلاح "ارسال آب از آسمان به زمین به اندازه لازم" بیان گردیده است. ثبات این مقدار آب از اهمیت خاص برای ادامه تعادل زمین و اشیای که در آن زندگی میکنند برخوردار است. 

  

 حتی یک تفاوت کوچک در این تعادل بزودترین فرصت به یک عدم موازنه تبدیل شده و به ادامه زندگی در روی زمین پایان می بخشد. تاهنوز این رخ نداده است، و باران به یک اندازه همه ساله از آسمان به زمین فرود میآید چنانچه که در قرآنکریم ذکر شده است.

تشکل باران

چگونگی تشکل باران برای مدت طولانی یک راز باق مانده بود. بعد از اختراع راهدار های هوائی این امکانات پیدا شد تا مراحل تشکل باران کشف گردد.

 طبق این اکتشافات، باران در سه مرحله تشکیل میگردد. مرحله اول، "مواد خام" باران همراه باد به هوا میرود. سپس ابرها ایجاد میگردد، و باالآخره قطرات باران ظاهر میگردد.

 شمارش قرآنکریم در تشکل باران دقیقاً همین سه مرحله را بیان مینماید. در یک آیه این تشکل به شرح ذیل در قرآنکریم بیان میگردد:

[30:49] اللّٰهُ الَّذِىْ يُرْسِلُ الرِّيٰحَ فَتُثِيْرُ سَحَابًا فَيَبْسُطُهٗ فِىْ السَّمَآءِ كَيْفَ يَشَآءُ وَيَجْعَلُهٗ كِسَفًا فَتَرَى الْوَدْقَ يَخْرُجُ مِنْ خِلٰلِهٖ‌ۚ فَاِذَاۤ اَصَابَ بِهٖ مَنْ يَّشَآءُ مِنْ عِبَادِهٖۤ اِذَا هُمْ يَسْتَبْشِرُوْنَۚ‏

ترجمه: خدا  کسـی  است  کـه  بادها  را  وزان  میسازد  و  بادها  ابرها  را  حرکت میدهد.  سپس  خدا  آن ‌گونه  که  بخواهد  ابرها  را  در  (‌پهنۀ‌)  آسمان  مـی‌گسترانـد  و  آنـها  را  بـه  صورت  توده‌هائی  بـالای  یکدیگر  انباشته  و  متراکم  مـی‌دارد و  (‌پس  از  تـلقیح‌،  ای  انســان‌)  تـو  مـی‌بینی  که  از  لابلای  آنـها  بـارانــها  فرو  مـی‌بارد،  و  هنگامی  که  آن  (‌بـاران  حیات‌بخش‌)  را  بـر  کسانی  از  بندگانش  می‌باراند،  آنان  خوشحال  و  مسرور  می‌کردند. 

 

تشریحات فوق نشان میدهد که قطرات آب به هوا منتقل میگردد. این اولین مرحله شکل گیری باران است. بعداً قطرات آب ابر را تشکیل داده و خود در آن در هوا معلق میماند تا زیاد شده و به باران تبدیل میشود. تمام این مراحل در قرآنکریم ذکر شده است.

 حالا این سه مراحل را که در آیات قرآنکریم ذکر شده است، به شکل تخنیکی آزمایش میکنیم.

مرحله نخست: "خداوند بزرگ، باد را می فرستد"

تعداد بیشماری از پوقانه های  هوا که ذریعه شنای اقیانوس ها پدید میآیند، مداوماً منفجر گردیده و باعث ایجاد ذررات آب میگردد که به سوی آسمان حرکت میکنند. این ذررات که غنی از نمک هستند از هم جدا میشوند و توسط باد به آسمان انتقال داده میشوند. این ذررات که بنام ایروسول یا مخلوط از گاز و هوا یاد میگردد منیحیث یک آبگیر یا گیرا ایفای وظیفه نموده و با جمع شدن در اطراف بخاراب که از ابحار سرچشمه گرفته و به هوا انتقال داده میشوند، قطرات ابرا را تشکیل میدهد.

مرحله دوم: "ابر را تحریک میکند که باعث پراگنده شدن آن در آسمان میگردد، بهرحال این خواهش او است. او این ها را به گونه انبوهی در میآورد.

 ابرها ذریعه بخاراب تشکیل میگردد که در اطراف نمک شفاف یا ذررات خاک در هوا یکجا میشوند. چون قطرات آب این ابرها بسیار کوچک هستند. در بین 0.01 و 0.02 ملی متر میباشد. این ابر ها در هوا معلق است، و در آسمان منتشر میگردد. به این شکل آسمان با ابرها پوشانده شده است.

 مرحله سوم: "وشما میبینید که باران را از ابرها میریزانیم"

ذررات آبیکه اطراف نمک شفاف و ذررات خاک را محاصره کرده اند ذخیم شده و قطرات باران را تشکیل میدهد، بناءً قطراتیکه نسبت به هوا سنگینتر میشود و ابر را ترک گفته و به شکل باران به زمین فرود میآیند.

 قسمیکه ما می بینیم، تمام مراحل تشکل باران به آیات قرآنی مرتبط میباشد.  بیشتر از آن، این مراحل دقیقاً به عین سلسله در قرآن تشریح شده است. مانند سایر پدیده های روی زمین، خداوند بزرگ تشریحات درست را در این رابطه نیز بیان داشته و این موضوع را قرن ها قبل برای بشر در قرآنکریم بیان داشته است.

 [24:44] اَلَمْ تَرَ اَنَّ اللّٰهَ يُزْجِىْ سَحَابًا ثُمَّ يُؤَلِّفُ بَيْنَهٗ ثُمَّ يَجْعَلُهٗ رُكَامًا فَتَرَى الْوَدْقَ يَخْرُجُ مِنْ خِلٰلِهٖ‌ۚ وَيُنَزِّلُ مِنَ السَّمَآءِ مِنْ جِبَالٍ فِيْهَا مِنْۢ بَرَدٍ فَيُـصِيْبُ بِهٖ مَنْ يَّشَآءُ وَ يَصْرِفُهٗ عَنْ مَّنْ يَّشَآءُ‌ ؕ يَكَادُ سَنَا بَرْقِهٖ يَذْهَبُ بِالْاَبْصَار

 ابرهای کوچک ذریعه بادها انتقال داده میشوند و اینرا قرآنکریم چنین بیان داشته است:

"خداوند ابرها را همراه با باد انتقال میدهد و بعداً آنهارا یکجا میسازد"

ترجمه: مگر  نمی‌دانی  که  خداوند  ابرها  را  آهسته  (‌به  سوی  هم‌)  می‌راند،  سپس  آنها  را گرد  می‌آورد،  بعد  آنها  را  متراکم  و  انباشته  می‌سازد،  آن گاه  می‌بینی  که  باران  از  لابلای  آنها  بیرون  می‌ریزد،  و  نیز  خدا  از  آسمان‌،  از  ابرهای  کوه  مانند  آن‌،  تگرکهای  بزرگی  را  فرو مـی‌آورد،  و  هر کس  را  بخواهد  با  آن  زیان  می‌رساند،  و  هرکس  را  بخواهد  از  زیـان  آن  به  دور  می‌دارد.  درخشش  برق  (‌حاصل  از  اصطکاک‌)  ابرها  (‌آن  انـدازه  نیرومند  است‌( نزدیک  است  چشمها  را  (‌خیره  و)  از  مـیان  بردارد.

 

ساینسدانانیکه انواع ابر را تحت مطالعه قرار داده اند به یک نتیجه عجیب تشکل باران- ابر رسیده اند. تشکل باران – ابر مطابق یک سیستم مشخص و مراحل محدود تشکیل میگردد. مراحل تشکیل ابر متراکم که یکنوع از تشکل باران – ابر میباشد اینها است: نخست، انتقال همراه: ابرها یکجا انتقال داده میشوند، یعنی ابرها توسط باد انتقال داده میشوند.

دوم، یکجا شدن: بعداً ابرهای کوچک همراه باد حرکت نموده و یکجا میشوند که یک ابر بزرگ را میسازد.

سوم، مرحله پشته سازی: زمانیکه ابرهای کوچک یکجا میشوند، مقدار مواد سوخت و ابرها زیاد میشود. مواد سوختیکه در مرکز ابر قرار دارد نسبت به مواد حاشیه آن ثقیل و زیادتر است. این مواد سوخت که خاصیت انفجاری را دارد باعث میگردد که ابرها عموداً گسترش میابد، بناءً ابرها زیاد میشوند. این گسترش عمودی ابرها باعث پراگنده شدن آن به مناطق سرد اتموسفیر میگردد، که در آن مناطق باران و شبنم تشکیل گردیده و آهسته آهسته بزرگ میگردد. زماینکه این باران ها و شبنم ها بزرگ شده و بالای مواد سوختی که آنها را نگهداری میکند سنگینی میکند، بناءً به شکل باران، ژاله وغیره آغاز به ریزش مینمایند.

 

ما باید بخاطر داشته باشیم که هواشناسان بااستفاده از تجهیزات پیشرفته مانند طیارات، ستلایت ها و کمپیوتر، به این تشکیلات، ساختمان و فعالیت ابرها در این اواخر دسترسی پیداکرده اند. این هم یک دلیل بر قدرت خداوند است که 14 قرن قبل این معلومات برای ما داده بود.

 

 

ابرهای کوچک تجزیه شده (A

  زمانیکه ابرهای کوچک یکجا میشوند، مواد سوختی با ابر(B بزرگ میگردد، به همین ترتیب ابرها گسترش پیدا میکند.

پایان

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم مهر 1389ساعت 14:41  توسط عبدالتواب "نظری"  |