عبدالتواب "نظری"

 

آزادى از اصولی است كه هر انسانى در نهاد خود با آن مانوس است. و بعداز حیات از والاترین نعمت هاى پروردگار به شمار مى رود.

امروزه کنجکاوی و تحقيق در آزادى در صدر پژوهشهاى كلامى و سياسى قرار گرفته است.

اگر یک پرنده را نیز آزادی اش را بخواهی صلب نمائی، به اندازه توان خود تپ و تلاش مینماید تا از آزادی اش را دفاع نماید، حتی اگر به قیمت حیات اش تمام شود.

بناءً بعید است که آزادی یک زنده جانرا گرفت، چه رسد از انسان را.

 

چه خوش گفته است:

چراغ ظلم ظالم تا دمی محشر نمی سوزد        اگر سوزد شبی سوزد شبی دیگر نمی سوزد

آزادی ضامن پیشرفت و ترقی در همه عرصه ها اعم از تعلیم وتربیه رشد اقتصاد رشد فرهنگی و تمام عرصه ها میباشد که نمیتوان بدون آزادی تصمیم قاطع در اجرای امری اتخاذ نمود.

آزادی یک نعمت خدادادی است که در فطرت هر زنده جانی قالب درآورده شده است و هرکه بخواهد این ذاتیه را از وجود یک شخص بستاند خلاف خلقت انسان رفتار کرده است و جامعه را ویران میسازد. زیرا هر حرکتی خلاف مقتضای خلقت ، منجر به یک منازعه و مناقشه و باالآخره رویاروئی میشود.

هرکس که خیال سلب آزادی دیگران را در سر می پرورانند باید تصمیم مجدد بگیرند و این را بدانند که آزادی در کالبد هر انسان برچسپی زده شده است که امکان کشیدن آن خواب است و خیال است و  جنون ........

پس بهتر است تا عوض صرف وقت گرانبها امکانات دست داشته خود در راه صلب آزادی یک شخص در امر اصلاح سازی و همکاری او به صوب فلاح و رستگاری به مصرف برسانیم تا از یک سو آن شخص را توانسته باشیم کمک و همکاری نمائیم و وجیبه انسانی و اسلامی خویشرا ادا کرده باشیم و از سوی دیگر از انحرافات وی جلو گیری نموده و از ایجاد درد سر آینده برای خود و جامعه مان بیش از پیش جلو گیری کرده باشیم.

هر شخص جهت نیل به سوی موفقیت و کامیابی دارین خود دست و پا میزند و کوشش خودرا می نماید ما نیز با استناد به آیه «لیس للانسان الا ما سعی» باید کوشش و سعی بی دریغ خودرا در جهت اصلاح سازی جامعه و انسان سازی کوشا شویم تا در صلب آزادی و سایر نعمات فطری انسانها.

 اکنون خودرا منحیث قاضی قرار داده و هردو بعدین یعنی بعد دعوت و اصلاح سازی و بعد تخریب و صلب آزادی را نزد خود وزنیده و می سنجیم و که کدام یک منجر به یک نتیجه مفیده و خوب میگردد؟

آیا عداوت و خصومت و دشمنی ویا نصیحت و صلح و نشان دادن راه نیک که اگر خدا بخواهد هدایت گردیده و سبب رهائی خودش و وابستگانش ازبیراهه و دشمنی شده و یا اینکه باوی راه دشمنی را پیش گرفته و بجنگیم و بخود دشمن خریداری نموده و برای همیش باهم دست و پنجه نرم نمائیم تا باشد که ما بالای او غالب گردیده و اورا از بین ببریم و تخم دشمنی را بر همیش با نسل های آینده او بکاریم و یا او غالب گردیده و یا معکوس قضیه؟

روی همین ملحوظ است که اسلام عزیز به پیروان خود امر به و معروف و نهی از منکر مینماید تا کشیدن شمشیر برروی مخالفین.