نابه سامانی
در اين بيست و هفت سالي كه گذشت، مردم افغانستان با انواع مختلف درد و مصيبت آشنا شده و در آسياب جنگ و ميان دو سنگ كشنده آن كه يكي سنگ متحرك تاريخ و ديگرش سنگ ساكن جغرافيه است دست و پا مي زنند. كساني كه از آن ورطه رخت هم كشيده اند با مشكلاتي از نوع ديگر دامنگير شده كه گاهي مي تواند مصيبتبار تر از جنگ و تراژيدي هاي آن باشد.
هجرت دسته جمعي مليونها فرزند سرزمين ما به استقامت كشورهاي كاملا بيگانه و سكونت در قلب نظامهاي فرهنگي و هويتي كاملا متفاوت، جزء تحولات بزرگ اجتماعي سه دهه اخير افغانستان بحساب مي آيد.
گروهي از هموطنان ما كه روزي در سايه كلبه هاي محقر و در دل جامعه يي محروم از همه امكانات مادي بدنيا آمده بودند، با رسيدن به ساحل امان و ديدن تمدن خيره كننده غربي هوش و حواس خود را از دست داده و احساس حقارت نمودند. گروهي خويشتن را خسي در مسير تندباد جامعه صنعتي احساس نموده و تن به توفان آن سپردند. امري كه مصيبتي از نوع ديگر براي شان آفريد. در آنسوي كره زمين وقتي كه از مشكلات زندگي حرف بميان مي آمد در همان لحظه گرسنگي و برهنگي در آئينه ذهن حضور مي يافت، غافل از اينكه در دنياي سيرها هم مشكلاتي جانفرسا تر از مشكلات دنياي گرسنگان وجود دارد كه نه تخنيك و نه هم كيميا و فزيك و رياضي قادر به حل آن است. تكنالوجي و شكل زندگي معاصر نه تنها كه از حل مشكلات زندگي عاجز است كه مشكلاتي از نوع جديد بدان افزوده است. در اين نوشتار كوشش خواهد شد تا به برخي از اين مشكلات اشاره شود.
با آنكه بشر معاصر قدمهاي بلندي را در جهت تسخير طبيعت برداشت، زواياي نا پيدايي را كشف نموده و به كمك تكنالوژي مدرن تسهيلات فراواني را براي همنوعان خود فراهم آورد ولى شكل زندگي جديد مشكلات بزرگي را نيز فرا راه انسان ايجاد نموده است. آشفتگي روان، بيماري اعصاب، نا بساماني مزاج، فرو ريزي كانون گرم و مقدس خانواده، از نماد هاي برجسته زندگي معاصر بشمار مي آيند. كساني كه امروز در اينجا از پرخوري مي ميرند بيشتر از كساني اند كه ديروز در آنجا از بي ناني هلاك مي شدند تا جاييكه سؤ تغذيه خود مفهوم ديگري بخود گرفته است. در اينجا كسي قبر گرسنه را نمي بيند ولي قبرستانهاي شهر هاي شاخزن به آسمان اين كشور ها مملوء از اجساد فربه كساني است كه تا آخرين لحظه زندگي از (نعمتهاي خداداد) سود برده اند! انسان غربى دچار حالتي گيچ كننده شده و زندگى اش شكل فرسايشى بخود اختيار نموده است. در اينجا با آنكه هر روز بر تسهيلات زندگي چه از نظر كميت و چه از لحاظ كيفيت افزوده مي شود ولى آشفتگى، اضطراب، نگراني، تشويش و نابساماني در همه جا چهره مي نماياند. انسان معاصر در راه رسيدن به سعادت و خوشبختي با هر چيز در جنگ است. با محيط، با وقت و عقربه ثانيه گرد، و بالآخره با زندگي! اگر به فرودگاه مي روي مي بيني كه مردم بخاطر گرفتن آخرين لحظهء موعود نفس زنان مي دوند، اگر به دفتر مي روي مي بيني كه همه براى رسيدن به اوقات تنظيم شده كارى در شتابند، اگر به مكتب مي روي والديني را مي بيني كه بخاطر بردن و يا آوردن كودكان شان سراسيمه و نفس زنان اينسو و آنسو مي دوند. تابلوي بزرگ زندگي معاصر، جنگ با لحظه ها و ثانيه ها و بيگانگي با سكون روح، آرامش ذهن و آسايش قلب را برجسته تر از هر پديده ديگري به نمايش ميگذارد.
در گذشته ها زندگى بشر شكل ساده يي داشت و زمان بصورت آهسته سير مى نمود، مردم در هماهنگى كامل با طبيعت زيست مي نمودند، روزها براى كار و شبها براى خانواده و بستر خواب بود. اما امروز زندگى از مدار طبيعى اش بيرون شده و آشفتگى و بيقرارى و تشويش بر قلب و روان مردم بيرحمانه چنگ افگنده است.
با اكتشاف برق، تفاوت ميان شب و روز از ميان برداشته شد و دكمه كنترول آن در دست انسان قرار گرفت. طولاني شدن روز و كوتاه شدن شب از نتايج اين كشف بزرگ بود. در ابتدا مردم تصور ميكردند كه با آمدن برق مشكل بزرگ زندگي حل شده است- كه در اين تصور بحق بودند- ولي ديري نگذشته بود متوجه شدند كه كمخوابى و بيخوابي از ارمغانهاي طبيعي اين كشف بزرگ است. با آمدن برق دروازه كارخانه هاى توليدى و شركتهاى خدماتى براي بيست و چهار ساعت باز گرديد تا خدمات شانرا در مدار شبانه روزى تقديم نمايند و بدينصورت تكنالوژى جديد ميلاد جامعه بيست و چهار ساعته را اعلام نمود. اين از يكسو، و از سوي ديگر چينل هاى بيست و چهار ساعته تلويزيونى، برنامه هاى متنوع راديويي، انتشار تكنالوژى ماهواره يى، كمپيوتر و انترنت، موبايل و پيجر و ده ها وسيله ديگر شبها را كوتاه ساخت و از ساعتهاي خواب مردم بريده و زندگى خود بسان برق سرعت گرفت. اى ميل، ماشين فكس، موبايل و كمپيوتر هاى دستى مسافه ميان خانه و دفتر را از ميان برداشت، امري كه تصور مي شد وقت زيادي را براي انسانها صرفه مي نمايد. ماشينهاى ظرف شويى و كالاشويي و وسايل طبخ جديد پديد آمدند تا ده ها ساعت كار را به چند دقيقه پائين آورند. امروز صدها مليون انسان نيازى ندارند كه براى خريدن مواد مورد ضرورت شان از خانه بيرون شوند. در عوض، آنها كمپيوتر هاى شانرا باز نموده و اجناس مورد نياز شان را از راه انترنت خريداري مي نمايند. همين كمپيوتري كه من حالا برويش مي نويسم، همين مجله (AWAKE) كه آمار ها را از آن اقتباس مي نمايم، و بالآخره همين كتاب (THE 24-HOUR SOCIETY) كه از جامعه بيست و چهار ساعته حرف مي زند همه و همه از راه انترنت سفارش شده و تا پشت دروازه خانه آورده شده اند. وسايل پيشرفته معاصر و ابزار نوين ارتباطات وقت فراوانى را براى مردم صرفه نمود.
اگر از يكسو كشف برق ساعتهاي كار را بيشتر ساخت از سوي ديگر تكنالوجي مدرن وقت زيادي را براي انسان صرفه نمود ولي چه كنيم كه انسان معاصر در گودال ديگري سقوط نموده و نتوانست از اين وقت اضافي سودي برد. در قدم اول تصور مى شد كه بايد وقت فراواني براى استراحت و خانواده باقى مانده باشد ولي چه كنيم كه همه از نبود وقت شكايت داشته و ميگويند كه نسبت به هر وقت ديگر بيشتر احساس خستگى نموده و نسبت به هر زمان ديگر فرصتى براى فرزندان و خانواده ندارند. در امريكا جمع كثيرى از مردم دو وظيفه دارند و در آسترليا بيشتر مردم هفته چهل و نه ساعت كار ميكنند. امروز بجاي آنكه صنعت در خدمت بشر قرار گيرد انسان خود برده صنعت گرديد.
كم خوابى مشكل بزرگ انسان مدرن است و از همين لحاظ كلينيكهاى مختلفى در گوشه و كنار جهان صنعتى آغاز به كار نموده است. ميگويند مغز انسان داراي خصوصيتي است كه آنرا ساعت بيولوژيكي گويند كه ما را در وقت مشخصي از خواب بيدار نموده و در ساعت خاصي بسوي بستر خواب مي كشاند. اين خصوصيت حتي در وجود حيوانات ديده ميشود طوري كه بوم و شب پره روز را در خواب و شب را در بيداري مي گذرانند.
عبدالتواب "تواب"