مارشال نظریات خودرا با چنین لحن تند دوام میدهد "خلیلزاد کی که بیاید برما اجماع ملی بسازد، ما مگم زنده نباشیم". اما دیری نگذشت که هواداران خلیلزاد دست به تظاهرات زدند و حمایت خویشرا از وی اعلام نمودند. خلیلزاد خود نیز در عکس العمل به سخنان مارشال، ویرا یک شخص مریض تلقی نموده و گفت که اوفشارش بالا است و شکر دارد، و برایش صحتمندی استدعا مینمایم. اما متعاقباً هواداران مارشال نیز بیکار ننشسته و دست به تظاهرات مسالمت آمیز زدند و شعار های به حمایت مارشال و برضد خلیلزاد سر دادند.

بهرحال، این جریانات ضربه شدیدی بر پیکار های اجماع ملی و انتخاباتی آقای خلیلزاد وارد نمود که بعد از آن نه اشرف غنی با وی دید وادید نمود و نه هم اتمر. به نظر میرسید که نفوذ مارشال بالای اشرف غنی که روابط تنگاتنگ باهم دارند و به یکدیگر نهایت احترام میکنند سایه افگنده و جلو خواب های خلیلزاد را گرفت و خیالات اورا نقش برآب ساخت که بعد از این جار و جنجال، ها ظهور خلیلزاد در رسانه ها کمرنگ شده و حتی از صحنه خارج شد.

اما حالا که به نام نویسی کاندیدان ریاست جمهوری دو روز بیش نمانده، هواداران خلیلزاد باز به کوچه ها فراخوانده شده و به حمایه از خلیلزاد راه پیمائی را انجام داده اند. آنها شعار میدهند که "افغانستان به مشکلات فراوان دچار است و جهت حل این مشکل به یک رهبر توانا و کارفهم نیاز است تا این مشکل را حل نماید و ما حضور خلیلزاد را در حل این مشکل می بینیم و به او سخت نیاز است".

اما از هواداران مارشال که با حضور خلیلزاد دست و پنجه نرم میکنند، خبری نیست. سوال اینجاست که آیا راه پیمائی هواداران مارشال یک عمل نمایشی بود و یا اینکه واقعاً آنها نمیخواهند خلیلزاد وارد صحنه سیاست شود؟ آیا آن راه پیمائی صرف یک کنشی بود که در واکنش به سخنان خلیلزاد انجام گرفت و به باد فراموشی سپرده شد؟ سخنی بود که در یخ نوشتند و در آفتاب گذاشتند؟ یا اینکه واقعاً مارشال و هوادارانش نمی خواهند که یک امریکائی تصمیم سرنوشت آنها را بگیرد؟ اگر واقعاً شعارهای مارشال و راه پیمائی های هوادارانش منطقی بوده و به آن اصرار می ورزند، پس چرا آنرا دوام نمیدهند؟ این سوالی است که مارشال و هوادارانش باید به آن پاسخ دهند.

والسلام

نوشته: عبدالتواب "تواب"