یک برنامه روشن باید داشته باشیم، جایگاه آب را، جایگاه اقتصاد را در استراتیژی خود باید بصورت مشخص تعریف کنیم. دانش استفاده از آب را باید تولید کنیم و به آگاهی مردم باید برسانیم. و این به یک عزم ملی نیاز دارد. دولت به تنهائی این کار را کرده نمیتواند. اینکه آبها آلوده میشود، چاه ها بی رویه حفر میشود. اینکه سطح آب در پایتخت کشور پائین می آید. حفر های بزرگ ایجاد میشود که در آینده بیم لغزش زمین نیز میرود. و این مربوط به فرد فرد جامعه میشود. مربوط دولت این است که تمام آمار های تثبیت شده توحید شود.

اما حکومت ها در افغانستان نتوانسته اند که ارزش واقعی آنرا بر مردم بفهمانند. استفاده بی روحیه از آب و ملوث نمودن آب در کشور یک امر معمولی شده است. افغانستان از جمله کشور های است که بیشترین تاثیرات سوء را نسبت به آب سطحی و آب های زیرزمینی خود دارد. در این اواخر تغییر آب و هوا چه به سطح جهانی و منطقوی  متاثر شده است. آب منبعی است که از تغییر اقلیم و اقعاَ آسیب پذیر است. بزرگترین یخچالهای افغانستان پامیر است که همه ساله بیشتر از صد متر مربع آبرا از دست میدهد و صرف 30 متر مربع دوباره احیاء میگردد. به این مفهوم که ما سالانه 70 متر مربع آب خودرا از دست میدهیم که هیچ استفاده هم از آن نمی شود. تحقیقات اخیر نشان میدهد که قاره آسیا در مجموع به قلت آب مواجه است. چون قاره آسیا 60% نفوس جهان را در خود جا داده است. اما سهمش از منابع آبی در کره زمین 36% است. و رشد نفوس نیز در قاره آسیا نسبت به سایر قاره ها به مراتب بیشتر است. مثلاَ نفوس هند در چند سال آینده بیشتر از نفوس چین میشود. افغانستان کشور پر آب نیست. البته برخلاف تصور عام است. چون احصائیه ها نشان میدهد که میزان بارندگی سالانه در افغانستان 301 ملی متر است. حالآنکه میزان بارندگی در کل کره زمین 900 ملی متر است. یعنی یک سوم بارندگی در افغانستان میشود. همچنان توزیع زمانی و مکانی بارندگی در افغانستان نامتوازن است. مثلاَ در ولایات کندهار، هلمند، فراه و نیمروز که در آن دشت های فراوان است سالانه بارندگی اش به 76 ملی متر میرسد. در حالیکه سالنگ شمالی که اصلاَ زمین قابل کشت ندارد، میزان بارندگی اش سالانه 1300 ملی متر است. از لحاظ زمانی هم بیشترین بارش ها در فصل تابستان و بهار است که کمترین نیاز به آب میرود. یعنی به آب باران در خزان و زمستان که بیشترین نیاز به آب باران است اصلاَ بارندگی نداریم. همچنان همسایه های ما مانند ازبکستان، قزاقستان، ترکمنستان، تاجکستان و پاکستان کشورهای خشک است. ترکمنستان 98% آبش را از خارج میگیرد، عمدتاَ از افغانستان.

گزارش بانک جهانی با پیشبینی اینکه جنگ ها در قرن 21، جنگ بدست آوردن زمین و نفت نخواهد بود بلکه جنگ بر سر بدست آوردن منابع آبی خواهد بود که این خبر همه شاکه نمود. اما تا هنوز پیشبینی درست از آب در نیامده ولی تشدید درخواست ها برای منابع آبی باعث افزایش تنش های سیاسی میان کشور ها شده است. هند و پاکستان بر سر رود اندوس با یکدیگر در گیر هستند. چین، نیپال هند، بنگله دیش برای بنام خود کردن رودخانه های که از رشته کوه های همالیه سرچشمه میگیرند به شدت با یکدیگر اختلاف دارند. تنش های نیز میان ازبکستان، قزاقستان، قرغزستان و تاجکستان برسر رودخانه آمو دریا و همچنین چندین رودخانه که از دریای اورال سرچشمه میگیرد نیز وجود دارد. آرجنتین و اوروگوا نیز مناقشه شانرا برسر رودخانه پلات به دادگاه بین المللی لاحه کشانیده اند. اما افغانستان کشوریکه گفته میشود با داشتن منابع سرشار آبی اش تا کنون دست کم، کمترین بهره گیری را از منابع آبی اش نموده است. برعالوه بخشی از آبهایش را همسایگانش به گونه رایگان استفاده میکنند و بخشی دیگر هم بناء بر نبود مدیریت منابع آبی به حدر میرود. آیا واقعاَ قرن 21 را قرن جنگ برسر آب نام نهاد؟

در کره زمین 97% آب شور موجود است و مقدار 2.5% آب شیرین. نفوس جهان 6 ملیارد و 700 ملیون نفر رسیده است. قرن 21 یک مشکل جنجال برانگیز و همین مشکل آب است. در افغانستان در سال 1980 به تعداد 2ملیون نفوس در کابل زندگی میکرد. فعلاَ تعداد آن به 5 ملیون نفر رسیده است. افزودی این جمعیت تمام فشارش بالای آب است. نان این نفوس، زراعت این نفوس تمام فشار را سر آب میآورد. روش زندگی مردم نیز نسبت به سابق تغییر کرده است که در گذشته با یک چیز کم قناعت میکرد. اما امروز به چیزهای زیادی نیاز دارد. 

در آخر به این نتیجه میرسیم که یک سیستم دقیق مدیریت آبی ایجاد و از چگونگی مصرف آن و حفر چاه های خودسر در هر گوشه و کناری از کشور جلوگیری بعمل آید. 

http://hrrb.mihanblog.com/post/16